در داروخانه ايستادهام تا نوبتم شود و دواهايم را بگيرم و بروم. مرد چاقی میآيد با سبيل و کت و شلوار و قد کوتاه و لهجهی شيرين و میگويد آقا ببخشيد من عجله دارم و میرود جلوی من و میگويد: «خانوم دو تا چيز بدين، دو تا رانی بدين لطفا».
- آقا اينجا داروخانه است. رانی نداريم.
- قرصش. قرص معده.
- رانيتيدين؟
- آره. همون.
روی کاغذ رقمی مینويسد و میدهد به مرد که ببرد و پولش را به صندوق بدهد. مرد میگيرد و با تعجب میگويد «اين قدر میشه؟»
لهجهی شيرين نمیگذارد بفهميم به چه اعتراض دارد، به نظرش زياد است يا کم؟
خانم دکتر میپرسد و مرد میگويد بايد بيشتر شود. و توضيح میدهد: «دو تا دونه نه. دو تا چهارده تا.»
خانم دکتر متعجب و مستاصل نگاهش میکند. من میگويم: «امپرازول میخواهد.»
مرد میگويد «آهان. همين.»
ربط امپرازول به رانيتيدين چيست؟ هر دوش قرص معده است. اما حتی کارکردش هم شبيه هم نيست.
